چشم خشک ازچشم های ترخجالت می کشد
چشمه وقتی خشک شد،دیگرخجالت می کشد
بستن دربهر شرمنده شدن بی فایده ست
این گداوقت کرم بهترخجالت می کشد
طفل بازیگوش راشرمی نباشدازکسی
بیشتر بادیدن مادرخجالت می کشد
حتم دارم که قیامت هم ازاو شرمنده است
با ورود فاطمه س ، محشرخجالت می کشد
نامه ی اعمال نوکرهابه دست فاطمه ست
آن قدر می بخشد و....نوکرخجالت می کشد
آن چه مادر می کشد،دردش به دخترمی رسد
گر بیفتد مادری،دخترخجالت می کشد
هر کجا حرف "در"و "دیوار" و... از این چیزهاست
چشم خشک از چشم های تر خجالت می کشد..چیزی نمیدانم برای گفتن ، حرفی نیست ...خدا به شما صبر دهد آقا جان ...
درد دل طلبگی...
ما را در سایت درد دل طلبگی دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 376
تاريخ: شنبه
24 مهر
1395 ساعت: 17:32